أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

388

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

بنا نموده و سدانت او را به بنو مرة بن عوف غطفانى محول داشتند . زهير بن جناب بن خليل بن كنانة بن بكر بن عوف بن غدرة الكلبى كه از مشاهير كهنه بود به واسطهء قوهء عسكريه‌اى كه بر سر خود جمع كرده بود بتخانهء مذكور را سوزانده و خراب نموده و ديوارهاى او را نيز از روى زمين محو و ناياب ساخت . زهير بن جناب از رؤساى قبايل قضاعه يك مرد سديد الرأى بوده و دويست و پنجاه ( 250 ) و على قول چهار صد و پنجاه ( 450 ) سال معمر بوده و در مدّت عمر خود به قدر دويست ( 200 ) محاربه ديده بوده است . زمانى كه بتخانهء بنو غطفان را منهدم و خراب مىكرد از غطفانيان كسانى را كه مسلح شده و مدافعه و مقابله مىنمودند غلبه نموده اولاد و عيال آنان را اسير و اموال آنها را نيز يغما و غارت كرده و به واسطهء استدعا و نياز در جاى آنها اسرا را كاملا اعاده و رد نمود . هجوم پادشاه روم به تخريب كعبهء محترمه پادشاه روم كه با الب ارسلان كه از آل سلجوق بود سمت معاصرى داشت بر ضدّ اسلاميّت حركت كرده بنا به قول تاريخ رضوان پاشا به قدر دو مليون ( 000 خ 000 خ 2 ) لشكر حاضر ساخته هدم و تخريب بيت معظم را قصد و نيت كرده بود . الب ارسلان چون اين وقعه را واقف شد مانند شير ژيان با مقدار قليلى از بهادران از اصفهان درآمده و در جايى كه نزديك به ديار بكر بود با معاندين روم مصادف شده و به محاربه و جدال شروع و اشتغال نمودند . قيصر روم را كه رومانوس نام داشت زنده شكار نموده و عموم شكارچيانى را كه در معيّت قيصر بودند تماما اسير كرده و مقيد به زنجير نمود و اكثر عساكرى را كه براى تخريب بيت اللّه حاضر و تدارك ساخته بود كشته و بقيّة السّيوف آنها مجبور به فرار گرديدند . اگرچه اين وقعه در تاريخ رضوان پاشا مذكور است و ليكن مؤلف سراج الملوك كه ابوبكر الطرطوشى است وقعهء غلبهء الب ارسلان را به رومانوس به‌طور آتى نقل و بيان نموده است ، چنان كه گويد :